راهکارهایی برای مدیریت تعارض در محل کار

تعارض در محل کار یکی از دلایل اصلی ایجاد استرس و کاهش بهره وری است، زیرا کارمندان سعی می کنند تا از کسانی که با آنها اختلاف نظر داشته دوری کنند. درواقع، به گزارش مدیران منابع انسانی، آنها حدود ۲۴ تا ۶۰ درصد زمان خود را صرف حل مناقشات میان کارمندان می کنند.

آمارها نشان می دهد حدود ۳۵درصد از نیروی کار آمریکا درگیر مناقشات کاری بوده و ۱۵درصد دیگر گزارش داده اند که شاهد درگیری میان کارمندان دیگر بوده اند. براساس نظرسنجی موسسه Workplace Bullying institute که مناقشات در محل کار را بررسی می کند، تنها این مناقشات نیست که مشکل آفرین است، بلکه اختلاف نظر و تعارضات شخصیتی نیز می تواند باعث مشاجره میان کارمندان شود.

حال به نکاتی چند درباب مدیریت تعارض اشاره می کنیم تا تیم کاری شما بهترین کارآیی را داشته باشد:

۱. به نظرات هر دو طرف گوش فرا دهید، به هر دو طرف اجازه دهید که نظرات خود را به طور کامل بیان کنند. گاهی اوقات وقتی همه چیز را روی دایره می ریزیم بهتر می توان به راه حلی ساده و مناسب دست پیدا کرد، درحالی که قبل از آن امکان چنین امری وجود نداشت.

 

ادامه نوشته

مقایسه دو سبک رهبری خدمتگزار و تحول گرا

چکیده:

این مقاله به بررسی دو سبک از سبکهای جدید رهبری یعنی سبک رهبری خدمتگزار و سبک رهبری تحولگرا، که می تواند به مدیران در اتخاذ سبک رهبری مناسب کمک کند، می پردازد. سبکهای رهبری خدمتگزار و تحول گرا که از سبکهای نوین رهبری هستند، به دلیل ریشه و مبنای یکسان از شباهتهای زیادی برخوردارند که این مقاله ضمن تبیین تعریف و بیان هر سبک، به بیان ویژگیهای این دوسبک می‌پردازد و در پایان، جهت درک بیشتر این دو سبک، به مقایسه این دوسبک می پردازد.

مقدمه:

رهبری همواره با انسان عجین بوده است. از زمانی که انسان بصورت بدوی و با شکار حیوانات روزگار می گذرانید، زمانی که دوام و بقای او به توان وی در هدایت نیرو در شکارگاه و شکار بستگی داشت و یا زمانی که گروههایی از خانواده های صحرانشین برای منبع تامین غذا، نقل و مکان می کردند، همواره رهبری وجود داشته است. (کیپن برگر، 2002،ص3)

ادامه نوشته

نظریه اقتضایی

نظریه آشوب از جمله رهیافتهای سیستمی و اقتضایی به مدیریت محسوب می گردد. نظریه پردازان سنتی مدیریت تلاش می کردند تا "بهترین راه" را برای فعالیت مدیران در وضعیتهای گوناگون، شناسایی کنند؛ به طوری که پس از دستیابی به اصولی جهانشمول، "مدیریت خوب" الزاماً در گرو یادگیری و نحوه به کارگیری آنها باشد. اما دیری نگذشت که پژوهشگران دریافتند که گاهی اوقات ضرورت دارد تا برخی از اصول سنتی (مانند وحدت فرماندهی فایول، مبنی بر اینکه هر یک از افراد فقط باید به یک رئیس پاسخ دهد)، برای دستیابی به نتایج بهتر، نادیده گرفته شوند. از این رو شکل گیری نظریه اقتضایی آغاز شد.

رهیافت اقتضایی که گاهی رهیافت وضعیتی نیز نامیده می شود، بر اجتناب از اصول گرایی مطلق تأکید دارد؛ در واقع، ضرورت مدیریت بر مبنای اقتضا از این واقعیت نشأت می گیرد که عملکرد مدیر در هر زمان، باید با توجه به "موقعیت و مجموعه شرایط فعالیت وی" ارزیابی شود . وظیفه نظریه و علم، تجویز یک عمل برای یک وضعیت خاص نیست، بلکه یافتن روابطی بنیادی، فنون اساسی و سازماندهی دانش موجود بر مبنای مفاهیمی روشن است؛ زیرا نحوه کاربرد فنون مذکور در عمل، به وضعیت بستگی دارد؛ از این رو تدکید می شود که "مدیریت مؤثر"، همواره بر مبنای شناخت مقتضیات تحقق می پذیرد.

ادامه نوشته

مقایسه مکتب کلاسیک و مکتب روابط انسانی

تئوری‌های کلاسیک:

 

این تئوری‌ها از سال ۱۹۱۰ شروع شدند و به ۳ دسته کلی تقسیم می‌شوند:
- مکتب مدیریت علمی
- مکتب مدیریت اداری) اصول‌گرایان(
- نظریه بروکراسی
محوریت بحث نظریه‌های مدیریت کلاسیک دستیابی به حداکثر کارایی در سازمان می‌باشد. کلاسیک‌ها به سازمان رسمی توجه داشتند و وجود سازمان غیر رسمی را مضر می‌دانستند. دیدگاه‌های کلاسیک شامل یک نگرش صرفاً مکانیکی به سازمان و افراد بوده است. کلاسیک‌ها انسان را همردیف با سایر عناصر تولید می‌دانستند و برای آن هویت مستقل قائل نبودند.

مکتب مدیریت علمی:

مکتب مدیریت علمی را فردریک تیلور ابداع کرد. این رویکرد مدعی بکارگیری روش‌های علمی در تحلیل کارها و تعیین نحوه انجام و تکمیل وظایف تولید به صورت کارآمد است.
تیلور چهار اصل را برای مدیریت علمی برشمرد:
مدیریت باید برای هر بخش از کار افراد, رویکردی دقیق و علمی را خلق کند تا بتوان اصول راهنمای کلی و صریحی‌ را جایگزین آنها نمود (چیزی نامشخص و به صورت ضمنی باقی نماند.(کشف روش علمی برای هر جز از کار)
مدیریت باید افراد را به صورت علمی انتخاب کرده, آموزش داده و آماده کار نماید بطوریکه هر شخصی دقیقاً شغل مناسب خود را داشته باشد. (انتخاب کارکنان به روش علمی و آموزش آنها)
مدیریت باید به‌گونه‌ای با کارکنان همکاری و همیاری نماید که بتوان از هماهنگی مشاغل با طرح‌ها و اصول, اطمینان حاصل نمود. (ایجاد کنترل و بر قراری تشویق و تنبیه )
مدیریت باید تضمین نماید که کار و مسؤولیت کارکنان و مدیران, به طور مساوی تقسیم شده است.(همکاری صمیمانه و تشریک مساعی بین مدیران و کارکنان)

ادامه نوشته